خرید بک لینک


کیهان/ متن پیش رو در کیهان منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.


مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد 21 تیر امسال به مناسبت روز جهانی جمعیت، با انتشار مطلبی بشردوستانه، تعداد انسانهای روی زمین را 7 میلیارد و 300 میلیون نفر اعلام کرد.
طبق برآوردهای انجام شده، هر 46 سال، جمعیت زمین میتواند به دو برابر افزایش یابد. با نگاهی به آمار جمعیت در قرنها و هزارههای پیش، خواهیم دید که زمین چنین حجمی از جمعیت انسان را هرگز در خود جای نداده است.
تقریبا 2 هزار سال پیش، در سال صفر میلادی جمعیت روی زمین را چیزی حدود 300 میلیون نفر برآورد کردهاند. البته باید توجه داشت که نوع بشر از 250 هزار سال پیش بر زمین میزیسته است. با هجوم بیماریهایی همچون طاعون، وبا، آنفولانزا، آبله و تیفوس در برخی مراکز تجمع جمعیت، این بیماریها جمعیت انسانها را گاه تا یک پنجم کاهش میداد.
مرگ و میرهای برآمده از بیماریها ادامه داشت تا سرانجام در کمتر از 150 سال پیش، بیماری«هاری» توسط پاستور و بیماری پر کشتار «وبا» توسط هافکین معالجه شد.با رسیدگی بیشتر حکومتها به نهادهای بهداشتی و درمانی، پزشکان و پژوهشگران با امکاناتی اولیه، به حوزههای مورد حمله بیماری اعزام میشدند و در کمال حیرت، در مدت زمانی کوتاه بیماریهای مهلک را یکی پس از دیگری مداوا و ریشه کن میکردند. اما این روند مداوای بیماریهای جمعیت برانداز، ناگهان متوقف شد و پس از آن با نگاهی به آرشیو صد ساله مطبوعات سراسر جهان، توافقی غیرمکتوب و پنهانی قابل رصد است. وعده و وعیدهای علمی به بیماران محتضر، جایگزین درمانهای قطعی شد.
حتی اخبار شگفتآوری از قتل پزشکان و پژوهشگرانی که بیماریهای لاعلاج را درمان میکردند، در برخی رسانههای مستقل به کرات گزارش شده است.
به یکی از دهها خبر عجیبی که در طول سالهای مختلف از مرگهای مشکوک پزشکان گزارش میشود، توجه کنید.
خبرگزاری آمریکایی گلوبال ریسرچ۱۹ جولای۲۰۱۵:
«دکتر گونزالس و دکتر بردستریت پس از آن که اعلام کردند در آزمایشگاه مشترکشان به کشف بزرگی در رابطه با مداوای سرطان و اوتیسم دست یافتهاند، با یورش پلیس و جمعآوری مواد آزمایشگاهی و اسناد لابراتوار خود مواجه شدند.
یک روز بعد از این حمله و مصادره اموال و اسناد آزمایشگاه، پلیس گزارش کرد که دکتر بردستریت با شلیک گلولهای به زندگی خود پایان داده است.
48 ساعت بعد جسد دکتر گونزالس نیز پیدا شد.پلیس علت مرگ همکار دکتر بردستریت را مرگی طبیعی با سکته قلبی اعلام کرد.
شاید خبرهای این چنینی در ذهن مخاطب، داستان فیلمهای مافیایی و شبکههای تبهکاری را تداعی کند، اما بهتر است در ادامه مخارج باور نکردنی درمان فقط یکی از بیماریهای صعبالعلاج را پیگیری کنیم.
خبرگزاری رویترز، در آمار ارائه شده از سوی انجمن اطلاعات مراقبتهای بهداشتی گزارش کرد: مردم جهان فقط در سال 2014 بیش از 100 میلیارد دلار صرف خرید داروهای ضد سرطان کردهاند.یک بیمار آمریکایی گرفتار سرطان برای زنده ماندن مجبور است ماهانه 8500 دلار برای خرید داروهای معمولی ضدسرطان هزینه کند.
سهم خریداران ایرانی داروهای کنترل سرطان، سالانه بالغ بر 1500 میلیارد تومان اعلام شده است. اینک تصور کنید در گیرودار این کسب و کار بسیار سودآور، دانشمندی با یک یافته علمی، به درد و رنج مبتلایان به سرطان خاتمه دهد و پرونده این بیماری را ببندد.
چنین کشفی به عرضه و تقاضای نجومی بالغ بر 100 میلیارد دلار در سال پایان خواهد بخشید.آیا قتل چند دانشمند و پزشک و نابود کردن چند آزمایشگاه ناهماهنگ با جریان داد و ستد دارو از سوی شرکتهای داروسازی چند ملیتی، برای صاحبان این سوداگری عظیم نمیارزد؟
اگر در جستجوگر گوگل عبارات «جنگ علیه سلامتی» را داخل گیومه قرار دهید و جستجو کنید، به فیلم مستندی خواهید رسید که دکتر «گری نال» به کمک نخبگان پزشکی و بهداشت، سناتورهای مستقل آمریکا، وکلا و متخصصان عرصههای مختلف ایالات متحده ساخته است.این فیلم انگلیسی زبان در چند سایت خبری با زیرنویس فارسی برای دانلود در دسترس گذاشته شده است.
در این فیلم،«گری نال» به مخالفان سیاستهای سازمان غذا و دارو فرصت میدهد فارغ از سانسورهای رسانهای، آزادانه اظهارنظر کرده و مستندات خود را به مخاطبان عرضه کنند.این فیلم به شدت مسئولان سازمان غذا و دارو و وزارت بهداشت آمریکا را خشمگین کرد، به طوری که بارها «گری نال» را به دادگاه کشاندند و سعی کردند نسخههای بالاگزاری شده این فیلم را از دسترس علاقمندان خارج کنند.
در مستند «جنگ علیه سلامتی» مخاطب با سوالاتی چالش برانگیز مواجه میشود.FDA خدمت میکند یا تجارت و جنایت؟ آیا میتوان به تاییدیهFDA اعتماد کرد؟ آیا سران این سازمان را میشناسید؟
مستند یاد شده سپس با افشاگریهای مستدل، انتفاع مدیرانFDA از شرکتهای چند ملیتی و وابستگی شدید مالی این سازمان به شرکتهای داروسازی و بسیاری نقائص و انحرافات این سازمان را با بیننده خود در میان میگذارد.
آن چه در فیلم «جنگ علیه سلامتی» با مخاطب در میان گذاشته میشود:
افشاگری علیه FDA
با پژوهش در اسناد و مدارک منازعات پزشکی و دارویی در آمریکا که بسیاری به محاکم قضایی نیز کشیده شده، دهها پرونده باز و بسته حقوقی یافت میشود که مدافعان حقوق شهروندان، علیه این سازمان نظارتی اقامه دعوا کردهاند.
اظهاریههایی در دسترس است که در آن پزشکان، وکلا، نمایندگان کنکره آمریکا، خبرنگاران و بسیاری شخصیتهای موجه به افشاگری و بر شمردن دلائل خود در مافیایی بودن سازمان غذا و داروی آمریکا پرداختهاند.
براساس این مستندات و دارویFDA با زیر پا گذاشتن تعهد اصلی خود مبنی بر نظارت و اطمینان از ایمنی دارو، مواد غذایی و مواد شیمیایی در جهت منافع بهداشت عمومی، امروزه به قدرت سرکوبگری تبدیل شده که در راستای حرص و آز شرکتهای غول پیکر دارویی و غذایی گام برمیدارد. نتیجه این عملکرد نوکر مآبانه، صدها هزار مرگ زودرس سالانه در اثر داروها، واکسنها و تجهیزات پزشکی غیراستاندارد است.
حدود 100 سال پیش تغییرات بزرگی در اقتصاد آمریکا آغاز شد. اقتصادی که به کشاورزی تکیه داشت، به سمت اقتصاد صنعتی تغییر مسیر داد. سرمایهداران تمامیت خواه با اشتهایی سیری ناپذیر، کل سیستم مالی را به کنترل خود درآوردند. یکی از مصادیق تسلط بر حوزههای اقتصادی زمانی بود که راکلفلرها تولید و فروش داروهای آلوپاتیک را تحت سیطره خود درآوردند. در آن ایام روشهای مختلفی از پزشکی در ایالات متحده وجود داشت. پزشکان طب مدرن، در موازات پزشکان طب سنتی به درمان بیماران اهتمام داشتند. طبیبان سنتی از داروهای طبیعی برای درمان بهره میگرفتند و نتایج خوبی هم به دست میآمد. وقتی راکفلرها سیستم دارو و درمان را تحت کنترل خود درآوردند، کلیه روشهای درمانی که برایشان سودی نداشت و آن را مخل فعالیتهای اقتصادی خود میدیدند به تعطیلی کشاندند و فقط جراحی، پرتوافشانی و فروش داروهای شیمیایی خود را ترویج و تحمیل کردند. راکفلرها همزمان در حوزه نفت و گاز و صنایع شیمیایی نیز فعالیت میکردند.
سابقۀ تشکیل سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)
سازمان غذا و داروی آمریکا در دهه 1930 آغاز به کار کرد.آنها خود را مدافع حقوق و منافع مصرف کنندگان آمریکایی معرفی کردند. زیرا در اوایل قرن گذشته مشکلات بهداشتی زیادی در صنعت غذا و داروی آمریکا وجود داشت. فقر قانونگذاری و عدم قانونمندی و نظارت بر تولید و عرضه دارو، یکی از مهمترین دلائل تاسیس و ظهور FDA بود. در تولید داروها، بطور خودسرانه و افراطی، مواد اعتیاد آوری مانند هروئین، کوکائین و مرفین به کار میرفت. در صنعت غذایی آمریکا نیز سودپرستان، خلافهای بزرگی مرتکب میشدند. وزارت بهداشت آمریکا پس از فشارهای سنگینی که از سوی مردم ناراضی و نمایندگان به دولت وارد شد،FDAرا برای سر و سامان بخشی به این مشکلات تأسیس کرد. متولیان این سازمان کار خود را با نظارت بر دارو و تجهیزات پزشکی آغاز کردند و مدتی بعد کنترل هر چیزی که به بدن انسان مربوط میشد را تحت نظارت این سازمان درآوردند. FDA در سال 1938 به یک سازمان قدرتمند تبدیل شده بود و تغییرات وسیعی به خواست این سازمان بر صنایع غذایی و دارویی اعمال میشد تا سالهای دهه 1960 که اختیار قانونی ایمنی و اثربخشی داروها را بطور رسمی از آن خود کرد.
سودآوری شرکتهای داروسازی در دامنه اختیارات FDA
از موارد حیرت آور اینکه سازمان غذایی و دارویی آمریکا، آزمایشگاهی برای محک زدن داروها ندارد و بطور کامل به گزارشاتی بسنده میکند که شرکتهای غول پیکر داروسازی به این سازمان ارائه میدارند. این یکی از جدیترین تناقضات این سازمان در تامین و حفظ منافع مردم آمریکاست.
در این روش شگفتآور به تولیدکننده دارو این فرصت داده میشود تا هر چه میخواهد درباره محصول تولیدی خود رجزخوانی کند، بدون اینکه مکانیزمی برای راستی آزمایی این خود تعریفی وجود داشته باشد.کارشناسان و مشاوران FDA نیز که به صورت تشریفاتی مامور تحقیق و پژوهش میشوند، همگی از برگزیدگان و رابطهای شرکتهای داروسازی هستند.
اخیرا این سازمان متعاقب تصمیمگیریهای پشت پرده، اعلام داشته تمام مکملهای غذایی را که بعد از 15 اکتبر 1994 معرفی شده از بازار حذف خواهد کرد.
تولید کنندههای مکملهای غذایی با استفاده از تجارب علمی تازه، پیشرفتهای چشمگیری در کیفیت مکملهای غذایی ایجاد کردهاند. شرکتهای داروسازی حاکم بر FDA این موفقیتها را در کیفیت مکملهای دارویی، به مثابه یک تهدیدتلقی میکنند، زیرا که این مکملها باعث افزایش مقاومت در برابر بیماری و کم شدن نیاز به دارو میشود و از آن جا که این محصولات دارو به حساب نمیآیند، مردم میتوانند بدون نسخه پزشک به تهیه آسان آنها مبادرت ورزند.
اینکFDA تعریف تازهای از ترکیبات مکملهای غذایی جدید به عنوان قانون جدید ارائه کرده و در آن یک سطح دُز بیشینه تعریف کرده تا تمام مکملهای غذایی بالاتر از آن دُز فقط با نسخه پزشک قابل دسترس باشند. مقصود ظاهری این کار فراهم آوردن امنیت بیشتر برای مصرفکنندگانی است که از مکملهای غذایی استفاده میکنند، اما دلیل اصلی این اقدام به تعطیلی کشاندن صنعت تولید مکملهای غذایی است تا شرکتهای داروسازی، بازار بیرقیبی برای فروش خود داشته باشند. لابیکنندگان شرکتهای داروسازی نمیخواهند مکملهای غذایی کم هزینه و کاملا ایمن در دسترس مردم قرار داشته باشد. داروسازیهای آمریکا با خارج کردن مکمل سازها از رقابت در بازار، به منافع چشمگیری از فروش بیشتر داروها دست مییابند و این خدمت سیاه و نامردمانه از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا به اربابان دارویی عرضه میشود.
بیماریهای بیشتر برای مردم
معدن طلا برای شرکتهای داروسازی
FDA اطلاعات حقیقی در مورد ارزش مکملهای غذایی را سانسور یا رد میکند. در موارد ثبت شده زیادی از تاکتیکهایی شبیه به گشتاپو (سازمان امنیتی مخوف هیتلر) علیه شرکتهای تولید مکمل غذایی استفاده میکند هزاران مأمور مسلح فدرال از سوی دولت آمریکا با اعمال زورخواستههای نابجای شرکتهای داروسازی را که از سوی FDA ابلاغ میشود، علیه تولید کنندگان مکملهای غذایی محقق میسازند.
حمله به لبنیات محلی و میوههای ارگانیک
قانون مدرنیزه کردن ایمنی غذای FDA در سال 2007، به آنها قدرتی بیسابقه داد تا هر غذایی را که برای استفاده پزشکی مورد مطالعه قرار گرفته، برای تجارت بین ایالتی ممنوع کنند. این قانون به FDA قدرت و پول بیشتری میدهد تا مأمورانی را برای حمله بیخبر به تمام مناطق روستایی در سراسر ایالات متحده استخدام کنند.
این مامورین، صاحبان باغهای کوچک ارگانیک و مزرعهداران و تولیدکنندگان لبنیات محلی را مرعوب میکنند تا کار خود را متوقف کرده و حتی مردمی را که در حیاط خانه یا باغ کوچک خود، غذا پرورش میدادند، بترسانند.
شاغلانی که برای بازار محلی غذا تهیه میکردند، در شرف آزار و اذیت قرار گرفتند. موج جدیدی از ارعاب و سرکوب با ظاهری قانونی متوجه تولید کنندگان محصولات سالم و ارگانیک شد و همه این آزار و اذیتها علیه کسانی هدفگیری شده بود که غذای سنتی در آمریکا تولید میکردند. در واقع این سازمان در دفاع از منافع شرکتهای بزرگ لبنی، بیش از حد انتظار و سختگیرانه عمل میکند. FDA حتی به شما اجازه نمیدهد در مورد غذاها، مکملهای غذایی و میوهها به مردم توضیح دهید. اینکه چطور مصرف این مواد طبیعی از بیماریها جلوگیری میکنند! آنها توصیههای طبیعی گرایانه درباره سلامتی را در نطفه خفه میکنند.
موردی از یک جنایت
شرکتی در کالیفرنیا به نام اپیسایت مادهای ژنتیکی را ثبت اختراع کرد که اگر یک مرد محصول آلوده به این ماده را میخورد، علیه اسپرمهای خودش آنتیبادی تولید میکرد و وی به شکل بازگشت ناپذیری عقیم شد. این محصول اگر توسط زنان مصرف میشد، علیه اسپرم آنتیبادی تولید میکرد به این ترتیب بارداری اتفاق نمیافتاد.
در حال حاضر، شرکت دوپان و مونسانتو یک سرمایهگذاری مشترک انجام دادهاند. آنان شرکت اپیسایت را خریداری و محصول اختراع شده آن را تجاری کردند.
با این توضیح هر کسی میخواهد بداند غذایی که بر سفره خانهاش قرار دارد، سالم است یا به ماده اپیسایت آلوده شده است؟ اما FDA اجازه دانستن این موضوع حیاتی را به هیچکس نمیدهد و حتی تلاش برای اطلاع از آن را غیرقانونی اعلام کرده است.
خدمت به شرکتهای داروسازی، خیانت به مردم
کارمندان سابق FDA که بنا به دلایل مختلف از این سازمان بیرون آمده یا اخراج شدهاند، اطلاعات روشنگرانهای را افشا کردهاند. براساس این اظهارات FDA برای شرکتهای داروسازی و تحقیقاتی کار میکند و حتی چکهای حقوق کارکنان آن توسط شرکتهای داروسازی پرداخت میشود. تیم کارشناسان و مشاوران FDA از میان کسانی انتخاب میشود که پیوندهای مالی عمیقی با شرکتهای داروسازی دارند.
این ماجرا ابعاد تلخ دیگری نیز دارد. شرکتهای داروسازی به FDA پول میدهند تا این اداره داروهای آنها را سریعتر بررسی و تأیید کند. هر روزی که یک داروی جدید تولید شده، دیرتر به بازار عرضه شود، از نظر شرکتهای داروسازی یک ضرر چند میلیون دلاری محسوب میشود، بنابراین FDA را وامیدارند تا هر چه سریعتر مهر تایید خود را بر عرضه داروی جدید زده و آن را روانه بازار نماید. بنابراین اکثر مواقع داروها براساس دادههای علمی تایید نمیشوند، بلکه بر این اساس تایید میشوند که کدام شرکت یا فرد رابطههای عمیقتری با FDA داشته و پول بیشتری به سوی سازمان سرازیر کرده باشد.
شرکتهای داروسازی فقط برای لابیکردن روزانه 6 میلیون دلار در کاخ حکومتی واشنگتن هزینه میکنند. داروسازیها منتظر میمانند تا میلیونها نفر داروهای پیشتر تایید شده FDA را مصرف کنند و آن گاه اثرات این داروها مطالعه شود. نیمی از داروهای تایید شده پس از توزیع عمومی در طی پنج سال بدون سر و صدا جمعآوری میشوند، زیرا بیش از اندازه خطرناک هستند و براساس آمار مستند، موجب مرگ صدها نفر و تحمیل بیماریهای خطرناک با هزینه درمان گزاف میشوند.
به عنوان نمونه داروی وایاکس که برای بیماری آرتروز تجویز میشد، حداقل 60 هزار نفر آمریکایی را به کشتن داد و باعث شد حدود 130هزار مورد حمله قلبی و سکته گزارش شود. این رقم با کشته شدگان جنگ ویتنام برابری میکند! با این حال کارخانهای که وایاکس را ساخته بود، بر روی این اطلاعات سرپوش گذاشت. در تمام طول مدتی که وایاکس مجوز فروش داشت، فروش کل آن به بیش از 11 میلیارد دلار رسید و بابت این جنایت مجبور شدند به دولت 950 میلیون دلار جریمه و حدود 4 میلیارد دلار برای غرامت به قربانیان وایاکس پرداخت کنند. اما با این حال این شرکت سازنده در این سوداگری مرگبار از داروی خطرناک وایاکس، سود هنگفتی به کیسه آز و طمع خود ریخت.
در حالی که مدیران شرکتهای دارویی فعالیتهای مجرمانهای انجام میدهند و به معنای واقعی مرتکب قتل میشوند، اما همواره با پرداخت جریمهای کمتر از سود شرکت، همه چیز تمام شده حساب میشود و هیچ مانعی در جهت خلافکاریهای آینده شرکت تدبیر نمیکنند. آنها روزانه 6 میلیون دلار فقط صرف لابیکردن در کاخ حکومتی واشنگتن میکنند. FDA 40 درصد از بودجه خود را از طریق شرکتهای دارویی تأمین میکند و بدین جهت با خیانت به مردم، منافع این شرکتها را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهد.

* کبری حسینی لنگرودی

مطالب فوق برگرفته از 152 منبع آمریکایی اعم از کتابهای افشاگرانه، اظهارات رسمی، مصاحبهها و پروندههای قضایی است که در لینک زیر قابل دسترسی است:
http://www.lifeextension.com/magazine/2006/8-report_death/page-08

برچسب: سازمان غذا و دارو,سازمان غذا و دارو اصفهان,سازمان غذا و داروی آمریکا,سازمان غذا و دارو اداره مکمل ها,سازمان غذا و دارو مشهد,سازمان غذا و دارو تبریز,سازمان غذا و دارو استان البرز,سازمان غذا و دارو شیراز,سازمان غذا و دارو قزوین,سازمان غذا و دارو یزد, نویسنده: هستی بهرامی تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 6:20

صفحه بندی